روزی که خدا [در صحنه قیامت] رسولان را گرد آورده، و سؤال کند: دعوت شما [از جانب مردم] چگونه اجابت شد؟ گویند: ما هیچ آگاهی نداریم؛ که دانای رازهای نهان تویی، تو.
[به یاد آر] آنگاه را که خدا گفت: ای عیسی فرزند مریم، نعمت مرا بر خود و مادرت یاد کن، آن زمان که تو را توسّط جبرئیل نیرومند کردم؛ با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میانسالی [به وحی] سخن گفتی؛ و آنگاه که تو را کتاب و دانشِ توأم با بینش و تورات و انجیل آموختم؛ و زمانی که مجسّمه پرندهای از گِل میساختی و در آن میدمیدی که به اذن من پرندهای [جاندار] میشد، و نابینای مادرزاد و بیمار مبتلا به لکههای پوستی را به اذن من بهبود میبخشیدی؛ و آنگاه که مردگان را [زنده از گور] خارج میکردی؛ و آزار دودمان یعقوب را آنگاه که نشانههای روشن برای آنان آوردی از تو بازداشتم، و گروهی از آنان که انکار میورزیدند گفتند: این جز جادویی آشکار نیست؛
و [یاد آر] آنگاه که حواریون گفتند: ای عیسی فرزند مریم، آیا صاحباختیار تو میتواند برای ما خوراکی از آسمان فرو فرستد؟ [عیسی] گفت: اگر ایمان دارید در برابر خدا پروا کنید [و درخواست جاهلانه مکنید].