فرعون گفت: بگذارید موسی را به قتل برسانم و [چون کسی را ندارد،] ناگزیر است صاحباختیارش را به [یاری] بخواند؛ میترسم دین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی به بار آرد.
مرد با ایمانی از کسان فرعون که ایمان خویش را نهان میداشت، گفت: آیا مردی را به جرم این گفتار که صاحباختیار من خداست، میکشید، در صورتی که نشانههای روشن از جانب پروردگارتان بر شما ارائه کرده است؟! گیرم دروغ گفته باشد، بارِ دروغش بر عهده خود اوست؛ و[لی] اگر راست گفته باشد، [حداقل] برخی از مجازاتهایی که وعده میدهد، به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا اسرافکارانِ دروغپرداز را هدایت نخواهد کرد.
ای قوم من، امروز فرمانروایی در اختیار شماست، در حالی که در این سرزمین سلطه دارید، ولی اگر سختگیری خدا دامنگیرمان شود، چه کسی ما را یاری خواهد کرد؟ فرعون گفت: برای شما هیچ راهی جز آنچه به نظرم رسیده، ارائه نمینمایم و شما را جز به راه کمال هدایت نمیکنم.