قرآنقرآن

صفحه ۱۱۲

28
صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۴

قَالُوا۟ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَآ أَبَدًا مَّا دَامُوا۟ فِيهَا ۖ فَٱذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَـٰتِلَآ إِنَّا هَـٰهُنَا قَـٰعِدُونَ﴿۲۴

گفتند: ای موسی، مادامی که آنان در آنجا هستند هرگز ما قدم به آن سرزمین نخواهیم گذاشت؛ تو و ‌صاحب‌اختیارت بروید [با آنان‌] بجنگید، ما همین جا نشسته‌ایم.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۵

قَالَ رَبِّ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِى وَأَخِى ۖ فَٱفْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ ٱلْقَوْمِ ٱلْفَـٰسِقِينَ﴿۲۵

[آنگاه‌] موسی گفت: ‌صاحب‌اختیارا، من جز بر خودم و برادرم تسلطی ندارم؛ میان ما و این منحرفان جدایی انداز.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۶

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْفَـٰسِقِينَ﴿۲۶

[خدا‌] گفت: [ورود به‌] آن سرزمین تا چهل سال بر آنان ممنوع گردید و [در این مدّت‌] در بیابان سرگردان خواهند بود؛ بر این منحرفان افسوس مخور.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۷

۞ وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ ۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ﴿۲۷

داستان دو فرزند آدم را به درستی برایشان بازگو که چون قربانی ای نذر کردند، از یکی پذیرفته شد و از دیگری [که پرهیزکار نبود‌] پذیرفته نشد؛ [به انگیزه حسادت‌] گفت: تو را می‌کشم؛ پاسخ داد: [گناه از من نیست‌] خدا فقط از پرواپیشگان می‌پذیرد.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۸

لَئِنۢ بَسَطتَ إِلَىَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِى مَآ أَنَا۠ بِبَاسِطٍ يَدِىَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلْعَـٰلَمِينَ﴿۲۸

اگر دست به کشتن من بگشایی، من به کشتن تو دست نخواهم زد، که از خدای ‌صاحب‌اختیار جهانیان ترس دارم.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۲۹

إِنِّىٓ أُرِيدُ أَن تَبُوٓأَ بِإِثْمِى وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَـٰبِ ٱلنَّارِ ۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُا۟ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴿۲۹

می‌خواهم به وبال گناه [قتل‌] من و گناه [بی‌پروایی‌] خودت گرفتار آیی و دوزخی گردی؛ جزای ستمگران همین است.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۳۰

فَطَوَّعَتْ لَهُۥ نَفْسُهُۥ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُۥ فَأَصْبَحَ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ﴿۳۰

[هوای‌] نفس، کشتن برادر را در نظرش [موجّه‌] جلوه داد و او را به قتل رساند و زیانکار شد.

صفحه۱۱۲
سورهمائده (۵)
آیه۳۱

فَبَعَثَ ٱللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِى ٱلْأَرْضِ لِيُرِيَهُۥ كَيْفَ يُوَٰرِى سَوْءَةَ أَخِيهِ ۚ قَالَ يَـٰوَيْلَتَىٰٓ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـٰذَا ٱلْغُرَابِ فَأُوَٰرِىَ سَوْءَةَ أَخِى ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ ٱلنَّـٰدِمِينَ﴿۳۱

آنگاه خدا زاغی برانگیخت که در زمین کند و کاو می‌کرد، تا به وی نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان سازد؛ [قابیل با خود‌] گفت: وای بر من، آیا ناتوان بودم از اینکه مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را به خاک سپارم! آنگاه [به سختی‌] پشیمان شد؛

قرآن مبین · علی‌اکبر طاهری قزوینی · mobinquran.ir