قرآنقرآن

صفحه ۱۶۷

28
صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۳۸

وَجَـٰوَزْنَا بِبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتَوْا۟ عَلَىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَىٰٓ أَصْنَامٍ لَّهُمْ ۚ قَالُوا۟ يَـٰمُوسَى ٱجْعَل لَّنَآ إِلَـٰهًا كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌ ۚ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ﴿۱۳۸

دودمان یعقوب را از رود [نیل‌] گذراندیم؛ [در مسیر خود‌] به گروهی رسیدند که به پرستش بتهای خویش می‌پرداختند؛ [دودمان یعقوب‌] گفتند: ای موسی، برای ما هم معبودی [دیدنی و محسوس‌] مثل معبودهای آنان مقرّر کن؛ گفت: به راستی شما گروهی جاهل هستید.

صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۳۹

إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَـٰطِلٌ مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴿۱۳۹

آیین این گروه نابودشدنی است و کاری را که می‌کنند بیهوده است.

صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۴۰

قَالَ أَغَيْرَ ٱللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَـٰهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ﴿۱۴۰

[آنگاه‌] گفت: چگونه غیر خدا معبودی برای شما انتخاب کنم، در حالی که او شما را [به موهبت توحید‌] بر مردم زمانه برتری بخشید؟

صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۴۱

وَإِذْ أَنجَيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ ۖ يُقَتِّلُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ ۚ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ﴿۱۴۱

[به یاد آرید‌] آنگاه که شما را از [سلطه‌] فرعونیان نجات دادیم که شما را به سختی آزار می‌دادند؛ پسرانتان را می‌کشتند و دخترانتان را زنده رها می‌کردند؛ و در این [دشواریها و نجات‌]، آزمونی بزرگ از جانب ‌صاحب‌اختیارتان بود.

صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۴۲

۞ وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ﴿۱۴۲

با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب [دیگر‌] تکمیل کردیم تا میعاد پروردگارش چهل شب تمام شد؛ و موسی [قبل از حرکت‌] به برادرش هارون گفت: در میان قوم جانشین من باش و به اصلاح [امور‌] پرداز و شیوه تبهکاران را پیروی نکن.

صفحه۱۶۷
سورهاعراف (۷)
آیه۱۴۳

وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَـٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِىٓ أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِى وَلَـٰكِنِ ٱنظُرْ إِلَى ٱلْجَبَلِ فَإِنِ ٱسْتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوْفَ تَرَىٰنِى ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَـٰنَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿۱۴۳

و چون موسی به میعادگاه ما آمد و ‌صاحب‌اختیارش با او سخن گفت، اظهار داشت: ‌صاحب‌اختیارا، [خود را‌] به من بنمای تا تو را ببینم؛ [خدا‌] گفت: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر، اگر در جای خود برقرار باقی ماند، مرا خواهی دید؛ همین که ‌صاحب‌اختیارش بر آن کوه تجلی کرد، آن را متلاشی و خرد کرد و موسی مدهوش [به زمین‌] افتاد؛ چون به خود بازآمد، گفت: [بارخدایا‌] تو را تقدیس می‌کنم، به درگاهت بازگشته‌ام و نخستین باوردارنده‌ام.

قرآن مبین · علی‌اکبر طاهری قزوینی · mobinquran.ir