وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَحْذَرُونَ﴿۶﴾
و در آن سرزمین به آنان قدرت بخشیم، و به دست آنان به فرعون و هامان و سپاهیانشان سرنوشتی را که از آن میترسیدند بنماییم.
صفحه ۳۸۶
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَحْذَرُونَ﴿۶﴾
و در آن سرزمین به آنان قدرت بخشیم، و به دست آنان به فرعون و هامان و سپاهیانشان سرنوشتی را که از آن میترسیدند بنماییم.
وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى ٱلْيَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ﴿۷﴾
به مادر موسی الهام کردیم که: کودک را شیر ده و هنگامی که [از آسیب فرعونیان] بر او ترسیدی، او را به رود [نیل] افکن و مترس و اندوه مخور، که او را به تو بازمیگردانیم و در سلک پیامبرانش میآوریم.
فَٱلْتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا۟ خَـٰطِـِٔينَ﴿۸﴾
خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا [سرانجام] دشمن و [مایه] اندوهشان شود؛ که فرعون و هامان و سپاهیانش خطاکار بودند.
وَقَالَتِ ٱمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّى وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿۹﴾
همسر فرعون گفت: نکشیدش، مایه روشنی چشم من و توست؛ چه بسا برای ما سودمند باشد یا او را به فرزندی برگزینیم و [پایان کار را] درک نمیکردند.
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَـٰرِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِى بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴿۱۰﴾
دلِ مادر موسی [از صبر و قرار] تهی شده بود؛ و اگر قلب او را مطمئن نکرده بودیم تا [به وعده ما] باور داشته باشد، نزدیک بود که [رازِ] کودک را فاش کند.
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِۦ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِۦ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿۱۱﴾
[مادر] به خواهر کودک گفت: از پی او برو؛ و خواهرش از دور مراقب کودک بود، بیآنکه فرعونیان بفهمند.
۞ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ ٱلْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰٓ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُۥ لَكُمْ وَهُمْ لَهُۥ نَـٰصِحُونَ﴿۱۲﴾
[شیرِ] همه دایگان را از قبل بر او حرام کردیم [به گونهای که سینه هیچ یک را نپذیرفت]؛ آنگاه [خواهرِ موسی] گفت: آیا میخواهید خانوادهای را معرّفی کنم که سرپرستی او را برای شما بپذیرند، در حالی که خیرخواه او باشند؟
فَرَدَدْنَـٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ﴿۱۳﴾
بدین قرار او را به [آغوشِ] مادرش بازگرداندیم تا دیدهاش روشن گردد و اندوه نخورد و بداند که بیتردید وعده خدا راست است، ولی بیشترِ مردم نمیدانند.
قرآن مبین · علیاکبر طاهری قزوینی · mobinquran.ir