برای هیچ مرد و زن مؤمنی شایسته نیست که وقتی خدا و رسولش به کاری فرمان دهند، اختیاری در کار خویش برای خود قائل باشد؛ و هر که خدا و رسولش را نافرمانی کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.
[به یاد آر] زمانی را که به [زیدبن حارثه] کسی که خدا به او نعمت [اسلام] و تو نیز نعمت [آزادی] بخشیدی، [به نصیحت] میگفتی: همسرت را نگاه دار و در برابر خدا پروا داشته باش [و متارکه نکن]، و در دل مطلبی را [در مورد امکان ازدواج خودت با او در صورت سرپیچی زید] پنهان میداشتی که خدا آن را آشکار کرد و [چون این ازدواج، مغایر با سنّتهای جاهلی بود] از [سرزنشِ] مردم میترسیدی، در حالی که خدا سزاوارتر است که از او بترسی؛ و آنگاه که زید از همسرش کام گرفت [و متارکه کرد]، او را به نکاح تو درآوردیم تا برای مؤمنان در امر ازدواج با همسرانِ پسرخواندههای خویش که از آنان کام گرفته [و متارکه کرده] اند، گناهی نباشد؛ و فرمان خدا انجام یافتنی است.
هیچ گونه محظوری بر پیامبر در آنچه خدا بر او مقرّر داشته است، نیست؛ [سنت شکنی را] خدا میان پیامبران گذشته [به درستی] سنت نهاده است، و فرمان خدا سنجیده و دقیق است؛